تبليغاتX
فقط به خاطر تو
 

        خوشحال باش

وقتي از كسي كه او را خيلي دوست داري مدتهاست كه خبري نيست ، خوشحال باش چون حتما اوضاع روبه راهه كه از يادش رفتي...


 
  تاريخ: 87/10/10 ساعت:  13:20 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        لحظه ابدی

 چرا می خواهی این لحظه ابدی شود ؟
چه می دانی ؟
شاید لحظات بهتری در راه باشند!؟
لحظه ای پیش حتی تصور این لحظه را نمی كردی .
و كسی چه می داند ،‌
شاید با گذشت این لحظه ،
لحظه ای بهتر در رسد .

 
  تاريخ: 87/08/15 ساعت:  1:28 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        باران

هوا ابريه داره بارون مياد ، يواش يواش سردم ميشه سرگرمي جديدم غذا دادن به پرنده هاست واقعا حس خوبي بهم ميده . نگاه كردن به اونا مثل نگاه كردن به زندگيه. بي اختيار به ياد ترانه قشنگ سياوش قميشي ميفتم:
پرنده هاي قفسي عادت دارن به بي كسي
عمرشونو بي هم نفس كز مي‌كنن كنج قفس
نميدونن سفر چيه ، عاشق دربه‌در كيه
وقتي مي‌ريزي شاه‌دونه فكر مي‌كنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن ، با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما،هميشه بي نصيبن
 
  تاريخ: 87/08/12 ساعت:  20:57 موضوع: مينيمال ( نظر)

اينترنت پر‌سرعت داشته باشي و ندوني كه كدوم وبلاگ رو ببيني عجيبه
 
  تاريخ: 87/04/26 ساعت:  19:22 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        گواهینامه

عجب بابا سر پیری حالا باید بریم دنبال گواهینامه گرفتن بالاخره لازمه دیگه ُ ولی کاش زود تر میرفتم دنبالش هاااا. اولین جلسه آموزش امیدوار کننده بود 
 
  تاريخ: 87/01/17 ساعت:  21:16 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        کسی نیست

اين زندگيه غمزده غيرازقفسي نيست
تنها نفسي هست ولي هم نفسي نيست
اين قدر نپرسيد کجا رفت و کي آمد
اشعاره پراکندهءمن ماله کسي نيست
 
  تاريخ: 86/11/14 ساعت:  20:38 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        ناامیدی

نا امیدانه زدم تکیه بر دیوار حسرت
نا امیدی نکشیدی که بدانی چه کشیدم
 
  تاريخ: 86/07/30 ساعت:  20:31 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        یار بی وفا

روز آشنایی مون رو تن یه درخت بید

یار بی وفای من عکس دو تا دل رو کشید

گفت یکی از این دلها فدای اون یکی میشه

عاقبت کشت دلمو تا که به آرزوش رسید


 
  تاريخ: 86/01/17 ساعت:  15:17 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        پشت یه دیوار

تو كه تنها نميموني ، من تنها رو رها كن
خاطراتم رو نگهدار ،‌ اما دستامو رها كن
دست تو اول عشقه ، بسپرش به آخرين مرد
مردي كه پشت يه ديوار ، واسه چشمات گريه مي كرد
گريه ميكرد
 
  تاريخ: 85/11/26 ساعت:  18:0 موضوع: مينيمال ( نظر)

Copyright 2005 justfoooryou.blogfa.com
Designed By iraNew
 

        حرف اول

زندگي سخت ساده است
خطر کن
وارد بازي شو
چه چيزي از دست ميدهي
با دستهاي تهي آمده ايم
و با دستهاي تهي خواهيم رفت
نه، چيزي نيست که از دست بدهيم
فرصتي بسيار کوتاه به ما داده اند
تا سر زنده باشيم
تا ترانه اي زيبا بخوانيم
وفرصت به پايان خواهد رسيد
آري، اينگونه است که هر لحظه مغتنم است

 

        menu


 

        موضوعات


 

        نوشته هاي پيشين


 

        پيوند ها


 

        آمار وبلاگ