تبليغاتX
فقط به خاطر تو
 

        درس محبت

سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از  یاد برد آخر
 ولی من
بجز  او عالمی را بردم از یاد...
 
  تاريخ: 87/08/25 ساعت:  4:35 موضوع: شعر عاشقانه ( نظر)

 

        مجلس بیگانه

بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه میرقصد
بت افسونگرم لب بر لبه پیمانه میرقصد
بده ساقی شراب و مست مستم کن
که امشب دلبرم در مجلس بیگانه میرقصد
 
  تاريخ: 87/08/21 ساعت:  14:34 موضوع: شعر عاشقانه ( نظر)

 

        سرنوشت

ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت؟
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام !
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن کا نیفتاده ام  هنوز
ای سرنوشت! هستی من در نبرد توست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ ز بندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را !
 
  تاريخ: 87/08/18 ساعت:  22:14 موضوع: شعر عاشقانه ( نظر)

 

        لحظه ابدی

 چرا می خواهی این لحظه ابدی شود ؟
چه می دانی ؟
شاید لحظات بهتری در راه باشند!؟
لحظه ای پیش حتی تصور این لحظه را نمی كردی .
و كسی چه می داند ،‌
شاید با گذشت این لحظه ،
لحظه ای بهتر در رسد .

 
  تاريخ: 87/08/15 ساعت:  1:28 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        باران

هوا ابريه داره بارون مياد ، يواش يواش سردم ميشه سرگرمي جديدم غذا دادن به پرنده هاست واقعا حس خوبي بهم ميده . نگاه كردن به اونا مثل نگاه كردن به زندگيه. بي اختيار به ياد ترانه قشنگ سياوش قميشي ميفتم:
پرنده هاي قفسي عادت دارن به بي كسي
عمرشونو بي هم نفس كز مي‌كنن كنج قفس
نميدونن سفر چيه ، عاشق دربه‌در كيه
وقتي مي‌ريزي شاه‌دونه فكر مي‌كنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن ، با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما،هميشه بي نصيبن
 
  تاريخ: 87/08/12 ساعت:  20:57 موضوع: مينيمال ( نظر)

 

        نشاني

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
 
  تاريخ: 87/08/04 ساعت:  5:20 موضوع: متن‌هاي ادبي ( نظر)

Copyright 2005 justfoooryou.blogfa.com
Designed By iraNew
 

        حرف اول

زندگي سخت ساده است
خطر کن
وارد بازي شو
چه چيزي از دست ميدهي
با دستهاي تهي آمده ايم
و با دستهاي تهي خواهيم رفت
نه، چيزي نيست که از دست بدهيم
فرصتي بسيار کوتاه به ما داده اند
تا سر زنده باشيم
تا ترانه اي زيبا بخوانيم
وفرصت به پايان خواهد رسيد
آري، اينگونه است که هر لحظه مغتنم است

 

        menu


 

        موضوعات


 

        نوشته هاي پيشين


 

        پيوند ها


 

        آمار وبلاگ